«هدایت مستمر»


 

مقدمه

آیات

متن درس

 

در درس قبل، ﮔﻔﺘﻴﻢ ﻛﻪ ﺧﺪﺍﻭﻧﺪ، ﻣﺘﻨﺎﺳﺐ ﺑﺎ ﺩﻭ  ﻭﻳﮋﮔﯽ «ﺗﻌﻘﻞ» ﻭ «ﺍﺧﺘﻴﺎﺭ» ﺩﺭ ﺍﻧﺴﺎﻥﻫﺎ، ﺁﻥﻫﺎ ﺭﺍ ﺑﺎ ﻓﺮﺳﺘﺎﺩﻥ ﺩﻳﻦ ﺭﺍﻫﻨﻤﺎﻳﯽ ﻭ ﻫﺪﺍﻳﺖ ﻛﺮﺩﻩ ﺍﺳﺖ ﻭ ﭘﻴﺎﻣﺒﺮﺍﻥ ﺍﻟﻬﯽ ﻣﺴﺌﻮﻟﻴﺖ ﺍﺑﻼﻍ ﻭ ﺭﺳﺎﻧﺪﻥ ﺁﻥ ﺭﺍ ﺑﻪ ﻣﺮﺩﻡ ﺑﺮﻋﻬﺪﻩ ﺩﺍﺷﺘﻨﺪ.

ﺍﺯ ﻣﻴﺎﻥ ﺗﻌﺪﺍﺩ ﻓﺮﺍﻭﺍﻥ ﭘﻴﺎﻣﺒﺮﺍﻥ، ﻣﺎ ﺍﻛﻨﻮﻥ ﺑﺎ ﺑﺮﺧﯽ ﺍﺯ ﺁﻥ ﻫﺎ ﻛﻪ ﻧﺎﻣﺸﺎﻥ ﺩﺭ ﻗﺮﺁﻥ ﻛﺮﻳﻢ ﻳﺎ ﺍﺣﺎﺩﻳﺚ ﻭ ﺑﺮﺧﯽ ﻛﺘﺐ ﺗﺎﺭﻳﺨﯽ ﺁﻣﺪﻩ ﺍﺳﺖ ﺁﺷﻨﺎ ﻫﺴﺘﻴﻢ.

ترتیبِ نام پنج پیامبر تشریعی :

 نوح(ع)

 ابراهیم(ع)

 موسی(ع)

 عیسی(ع)

 پیامبر اسلام(ص)

 

ﺩﺭ ﺍﻳﻦ ﺩﺭﺱ ﻣﯽ ﺧﻮﺍﻫﻴﻢ ﺑﻪ ﺍﻳﻦ ﻣﺴﺌﻠﻪ ﺑﭙﺮﺩﺍﺯﻳﻢ ﻛﻪ:

ﺁﻳﺎ ﺧﺪﺍﻭﻧﺪ یک ﺩﻳﻦ ﺑﺮﺍی ﻣﺮﺩﻡ ﻓﺮﺳﺘﺎﺩﻩ ﻭ ﭘﻴﺎﻣﺒﺮﺍﻥ، ﺭﺍﻫﻨﻤﺎﻳﺎﻥ ﻣﺮﺩﻡ ﺑﻪ یک ﺩﻳﻦ ﺑﻮﺩﻩ ﺍﻧﺪ ﻳﺎ ﺍﻳﻦ ﻛﻪ ﭘﻴﺎﻣﺒﺮﺍﻥ ﻣﺮﺩﻡ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺍﺩﻳﺎﻥ ﻣﺨﺘﻠﻒ ﺩﻋﻮﺕ ﻛﺮﺩﻩ ﺍﻧﺪ؟

سورۀ شوری – آیۀ 13

پیام اصلی

شَرَعَ لَکُم مِنَ الدّین : برای ﺷﻤﺎ از دﻳﻦ ﺗﺸﺮﻳﻊ ﮐﺮد

ما وَصّی بِهی نوحًا : آنچه را ﮐﻪ ﺑﻪ ﻧﻮح ﺳﻔﺎرش ﮐﺮده

وَ الَّذی اَوحَینا اِلَیک : و ﻧﻴﺰ آﻧﭽﻪ را ﮐﻪ ﺑﻪ ﺗﻮ وﺣﻰ ﮐﺮدﻳﻢ

وَ ما وَصَّینا بِهی اِبراهیم : و آﻧﭽﻪ ﺳﻔﺎرش ﮐﺮدﻳﻢ ﺑﻪ اﺑﺮاﻫﻴﻢ

وَ موسی وَ عیسی : و ﻣﻮﺳﯽ و ﻋﻴﺴﯽ

اَن اَقیمُوا الدّین : که دین را بپا دارید

وَ لا تَتَفَرَّقوا فیه : و در آن ﻣﺘﻔﺮق ﻧﺸﻮﻳﺪ

کَبُرَ عَلَی المُشرِکین : ﺑﺮ ﻣﺸﺮﮐﻴﻦ ﺳﺨﺖ اﺳﺖ،

ما تَدعوهُم اِلَیه : آنﭼﻪ ﮐﻪ آﻧﺎن را ﺑﺪان دﻋﻮت ﻣﻰﮐﻨﻰ.

اَللهُ یَجتَبی اِلَیهِ مَن یَشاء : ﺧﺪا ﻫﺮ  ﮐﻪ را ﺑﺨﻮاﻫﺪ ﺑﺮاى ﺧﻮد ﺑﺮﻣﻰﮔﺰﻳﻨﺪ.

وَ یَهدی اِلَیهِ : و ﺑﻪ ﺳﻮى ﺧﻮد ﻫﺪاﻳﺖ ﻣﻰﮐﻨﺪ

مَن یُنیب : کسی را ﮐﻪ اﻫﻞ ﺑﺎزﮔﺸﺖ ﺑﺎﺷﺪ.

وحدت دین، در دعوت انبیای الهی

 ﺧﺪاوﻧﺪ ﻳﮏ دﻳﻦ ﺑﺮای ﭘﻴﺎﻣﺒﺮان ﺗﺸﺮﻳﻊ ﮐﺮده و از آﻧﺎن ﺧﻮاﺳﺘﻪ این دین را به‌پا دارند و در آن تفرقه و اختلاف نکنند.(اَقیمُوا الدّین وَ لا تَتَفَرَّقوا)(پیامِ شمارۀ 1)

دین و شریعت در راستای منافع انسان است.(شَرَعَ لَکُم)

اسلام دین جامع است و تعالیم همۀ پیامبران پیشین را در بر دارد.(ما وَصّی بِهی نوحًا...وَ ما وَصَّینا بِهی اِبراهیم وَ موسی وَ عیسی)

وحدت واقعی در سایۀ دین الهی امکان دارد.(اَقیمُوا الدّین وَ لا تَتَفَرَّقوا)

 
 

سورۀ بقره – آیۀ 135 و 136

پیام اصلی

وَ قالوا کونوا هودًا اَو نَصاری تَهتَدوا : (اهل کتاب) گفتند : یهودی یا مسیحی شوید تا هدایت یابید

قُل بَل مِلَّةَ اِبراهیمَ حَنیفًا : بگو : (چنین نیست،) بلکه(پیروی از) آئین حقگرای ابراهیم(مایۀ هدایت است)

وَ ما کانَ مِنَ المُشرِکین : (زیرا) او از مشرکان نبود.(135)

همۀ ادیان یکی هستند و هیچ فرقی بین آنها نیست(وحدت دین الهی)

قولوا ءامَنّا بِالله : (ای مسلمانان) بگویید : ما به خدا ایمان آورده‌ایم

وَ ما اُنزِلَ اِلَینا : و به آنچه بر ما نازل شده

وَ ما اُنزِلَ اِلی اِبراهیمَ وَ اِسماعیل : و آنچه به ابراهیم و اسماعیل

وَ اِسحاقَ وَ یَعقوبَ وَالاَسباط : و اسحاق و یعقوب و اسباط(که پیامبرانی از نوادگان یعقوبند)

وَ ما اوتِیَ موسی و عیسی : و آنچه به موسی و عیسی داده شده

وَ ما اوتِیَ النَّبِیّونَ مِن رَبِّهِم : و آنچه به پیامبران دیگر از جانب پروردگارشان داده شده است(ایمان می‌آوریم و)

لا نُفَرِّقُ بَینَ اَحَدٍ مِنهُم : ما بین هیچ‌یک از آنها جدایی قائل نیستیم(و میان آنان فرق نمی‌گذاریم)

وَ نَحنُ لَهو مُسلِمون : و در برابر خداوند تسلیم هستیم.(136)

ﮐﺴﺎﻧﯽ ﮐﻪ از ﻣﺮدم ﻣﯽ ﺧﻮاﻫﻨﺪ ﭘﻴﺮو ادﻳﺎن دﻳﮕﺮی ﻣﺎﻧﻨﺪ ﻳﻬﻮدﻳﺖ ﻳﺎ ﻣﺴﻴﺤﻴﺖ ﺷﻮﻧﺪ، راه ﻧﺎدرﺳﺘﯽ را ﻣﯽﭘﻴﻤﺎﻳﻨﺪ. ﻫﻤﻪ ﺑﺎﻳﺪ ﺑﻪ آیین ابراهیم که همان دین اسلام است دﻋﻮت ﮐﻨﻨﺪ.(اِبراهیمَ حَنیفًا)(پیامِ شمارۀ 2)

 ﻫﺪاﻳﺖ ﺷﺪۀ واﻗﻌﯽ ﮐﺴﯽ اﺳﺖ ﮐﻪ ﺑﻪ ﻫﻤﮥ ﭘﻴﺎﻣﺒﺮان ایمان داشته باشند و ﻣﻴﺎن آﻧﺎن ﺗﻔﺮﻗﻪ ﻧﻴﻨﺪازد.(ءامَنّا بِالله)(پیامِ شمارۀ 3)

ایمان به همۀ انبیا و کتاب‌های آسمانی لازم است.(ءامَنّا بِالله وَ ما اُنزِلَ...)(کفر به بعضی انبیا، کفر به همۀ آنهاست.

مسلمان واقعی کسی است که به تمام انبیای الهی، ایمان داشته باشد.)

تسلیم عملی، در کنار ایمان قلبی لازم است.(ءامَنّا بِالله...نَحنُ لَهو مُسلِمون)

 
 

سورۀ آل‌عمران – آیۀ 19

پیام اصلی

اِنَّ الدّینَ عِندَاللهِ الاِسلام : همانا دین(مورد پذیرش) نزد خداوند، اسلام(و تسلیم بودن در برابر فرمان خداوند) است

وَ مَا اختَلَفَ الَّذینَ اوتُوا الکِتاب : و اهل کتاب اختلافی نکردند

اِلا مِن بَعدِ ما جاءَهُمُ العِلم : مگر بعد از آنکه به علم(به حقّانیت اسلام) برایشان حاصل شد،

بَغیًا بَینَهُم : (این اختلاف) از روی ستم و تجاوز بینشان بود

وَ مَن یَکفُر بِآیات الله : و هر کس به آیات خداوند کفر ورزد،

فَاِنَّ الله سَریعُ الحِساب : پس (بداند که) همانا خداوند حسابگری سریع است.

منشأ اختلاف و چند دینی : بغی بعد از علم رهبران دین

اﺳﻼم(ﺗﺴﻠﻴﻢ ﺧﺪا ﺑﻮدن) ﻧﺎم ﺗﻨﻬﺎ دﻳﻦ اﻟﻬﯽ اﺳﺖ. و ﮐﺴﺎﻧﯽ ﺳﺒﺐ ﺗﻔﺮﻗﻪ در دﻳﻦ ﺷﺪﻧﺪ ﮐﻪ ﺑﻪ ﺣﻘﻴﻘﺖ آﮔﺎه ﺑﻮدﻧﺪ اﻣﺎ با سرکشی و کفر به آیات الهی دست به این کار زدند.(جاءَهُمُ العِلم بَغیًا بَینَهُم)(پیامِ شمارۀ 5)

لازمۀ تسلیم بودن در برابر خداوند، پذیرش اسلام به عنوان آخرین دین الهی است.(اِنَّ الدّینَ عِندَاللهِ الاِسلام)

کسانی که آگاهانه ایجاد اختلاف می‌کنند، بزودی سیلی می‌خورند.(سَریعُ الحِساب)

تجاوز از مرزهای حق، سبب بروز اختلاف است.(وَ مَا اختَلَفَ الَّذینَ...بَغیًا)

 
 

سورۀ ابراهیم – آیۀ 4

پیام اصلی

وَ ما اَرسَلنا مِن رَسولٍ : هیچ رسولی را نفرستادیم

اِلا بِلِسانِ قَومِهی : جز به زبان قومش

لِـیُـبَـیِّـنَ لَهُم... : تا برای آنان به‌روشنی بیان کند...

رشد تدریجی سطح فکر جوامع و اقوام(از علل تجدید نبوت)

 هر ﭘﻴﺎﻣﺒﺮی دﻳﻦ اﻟﻬﯽ را ﻣﺘﻨﺎﺳﺐ ﺑﺎ سطح درک و فهم مردم ﺑﺮای ﻗﻮم و دورۀ ﺧﻮد ﺗﺒﻠﻴﻎ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ ﺗﺎ مردم آن دوره، دین را به روشنی بفهمند.(لِـیُـبَـیِّـنَ لَهُم)(پیامِ شمارۀ 4)

پیامبران، با فرهنگ و زبان مردم زمان خود آشنا بوده و طبق فهم آنان تبلیغ می‌کردند.(بِلِسانِ قَومِهی)

خداوند بر مردم اتمام حجت می‌کند.(بِلِسانِ قَومِهی لِـیُـبَـیِّـنَ لَهُم)

 
 

سورۀ احزاب  – آیۀ 40

پیام اصلی

ما کانَ مُحَمَّدٌ اَبا اَحَدٍ : ﻣﺤﻤﺪ(ص) ﭘﺪر ﻫﻴﭻ ﻳﮏ

مِن رِجالِکُم : از ﻣﺮدان ﺷﻤﺎ ﻧﻴﺴﺖ

وَ لکِن رَسولَ اللهِ : اﻣّﺎ او ﻓﺮﺳﺘﺎدهٔ ﺧﺪا

وَ خاتَمَ النَّبِیّین : و ﭘﺎﻳﺎن ﭘﻴﺎﻣﺒﺮان اﺳﺖ.

وَ کانَ الله بِکُلِّ شَیءٍ عَلیمًا : و ﺧﺪا ﺑﻪ ﻫﺮ ﭼﻴﺰی داﻧﺎﺳﺖ

ختم نبوت

حضرت محمد(ص)، آخرین پیامبر خداست و پس از ایشان پیامبری نیست.(مُحَمَّدٌ...خاتَمَ النَّبِیّین)(پیامِ شمارۀ 6)

خاتمیّت پیامبر اسلام، بر اساس علم و حکمت الهی است.(خاتَمَ النَّبِیّین - الله بِکُلِّ شَیءٍ عَلیمًا)

 
 

سورۀ انعام – آیۀ 124

پیام اصلی

اللهُ اَعلَمُ : خدا داناتر است

حَیثُ یَجعَلُ رِسالَتَهو : که رسالت خود را بر عهدۀ چه کسی بگذارد

بیانگر سازگاری عصمت پیامبران با عدالت خداوند

خداوند، ﻣﺴﺌﻮﻟﻴﺖ ﭘﻴﺎﻣﺒﺮی را ﺑﺮ ﻋﻬﺪۀ ﮐﺴﺎﻧﯽ ﻗﺮار ﻣﯽدﻫﺪ ﮐﻪ ﻣﯽداﻧﺪ توانایی و لیاقت انجام این مسئولیت را دارند.(اللهُ اَعلَمُ حَیثُ یَجعَلُ رِسالَتَهو)(پیامِ شمارۀ 7)

ملاک گزینش‌های الهی، علم او به شایستگی‌ها و برتریهاست.(اللهُ اَعلَمُ)

 
 

اﮐﻨﻮن ﮐﻪ ﺑﺎ ﻧﻈﺮ ﻗﺮآن ﮐﺮﻳﻢ درﺑﺎرهٔ دﻳﻦ واﺣﺪ آﺷﻨﺎ ﺷﺪﻳﻢ، ﻣﯽ ﺧﻮاﻫﻴﻢ دﻟﻴﻞ اﻳﻦ ﻧﻈﺮ را ﺑﺮرﺳﯽ ﮐﻨﻴﻢ ﺗﺎ ﺑﺪاﻧﻴﻢ ﮐﻪ:

1 . ﭼﺮا ﺧﺪاوﻧﺪ ﺑﺮای اﻧﺴﺎن ﻫﺎ ﻳﮏ دﻳﻦ ﻗﺮار داده اﺳﺖ؟

2 . ﭼﺮا ﺑﺮای ﺗﺒﻠﻴﻎ اﻳﻦ دﻳﻦ، ﭘﻴﺎﻣﺒﺮان ﻣﺘﻌﺪد ﻓﺮﺳﺘﺎده اﺳﺖ؟

3 . اﮔﺮ ﺧﺪاوﻧﺪ ﻳﮏ دﻳﻦ ﺑﺮای اﻧﺴﺎن ﻫﺎ ﻓﺮﺳﺘﺎده، ﭼﺮا اﮐﻨﻮن ادﻳﺎن اﻟﻬﯽ ﻣﺨﺘﻠﻔﯽ در ﺟﻬﺎن وﺟﻮد دارد؟

4 . ﭼﺮا ﭘﺲ از رﺳﻮل ﺧﺪا ﭘﻴﺎﻣﺒﺮی ﻇﻬﻮر ﻧﻤﯽﮐﻨﺪ و اﻳﺸﺎن ﺧﺎﺗﻢ ﭘﻴﺎﻣﺒﺮان اﺳﺖ؟

5 . ﭼﺮا ﺑﺎﻳﺪ ﭘﻴﺎﻣﺒﺮان وﻳﮋﮔﯽﻫﺎی ﺧﺎﺻﯽ داﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﻨﺪ؟ اﻳﻦ وﻳﮋﮔﯽﻫﺎ ﮐﺪاﻣﻨﺪ؟

اﻟﻒ ــ ﻓﻄﺮت ﻣﺸﺘﺮک و دﻳﻦ واﺣﺪ

(1 . ﭼﺮا ﺧﺪاوﻧﺪ ﺑﺮای اﻧﺴﺎن ﻫﺎ ﻳﮏ دﻳﻦ ﻗﺮار داده اﺳﺖ؟)

ﻓﻄﺮت از ﮐﻠﻤﻪٔ ﻓَﻄْﺮ ﺑﻪ ﻣﻌﻨﺎى ﺧﻠﻖ و اﺑﺪاع اﺳﺖ.

ﻓِﻄﺮت ﺑﻪ ﻣﻌﻨﺎى ﻧﻮع ﺧﺎص آﻓﺮﻳﻨﺶ اﺳﺖ. ﭘﺲ وﻗﺘﻰ از ﻓﻄﺮت اﻧﺴﺎن ﺳﺨﻦ ﻣﻰ ﮔﻮﻳﻴﻢ، ﻣﻨﻈﻮر آﻓﺮﻳﻨﺶ ﺧﺎص اﻧﺴﺎن و وﻳﮋﮔﻰ ﻫﺎﻳﻰ اﺳﺖ ﮐﻪ در اﺻﻞ آﻓﺮﻳﻨﺶ وى وﺟﻮد دارد.

از ﻫﻨﮕﺎم آﻓﺮﻳﻨﺶ اﻧﺴﺎن ﺗﺎ ﮐﻨﻮن، اﻗﻮام و ﻣﻠﺖ ﻫﺎى ﮔﻮﻧﺎﮔﻮﻧﻰ روى ﮐﺮهٔ زﻣﻴﻦ آﻣﺪه و زﻧﺪﮔﻰ ﮐﺮده اﻧﺪ. اﻳﻦ اﻧﺴﺎن ﻫﺎ ﺑﺎ اﻳﻦ ﮐﻪ در ﺑﺮﺧﻰ ﺧﺼﻮﺻﻴﺎت، ﻣﺎﻧﻨﺪ ﻧﮋاد، زﺑﺎن و آداب و رﺳﻮم ﺑﺎ ﻳﮏ دﻳﮕﺮ ﺗﻔﺎوت دارﻧﺪ، اﻣّﺎ در وﻳﮋﮔﻰ ﻫﺎى ﻓﻄﺮى ﻣﺸﺘﺮﮐﻨﺪ(علت) و ﺑﻪ ﻫﻤﻴﻦ ﺟﻬﺖ ﻫﻤﻪ ﻧﺎم ﻣﺸﺘﺮک اﻧﺴﺎن(معلول) ﮔﺮﻓﺘﻪ اﻧﺪ.

ویژگی‌های فطری مشترک انسان‌ها :

1 . همۀ اﻧﺴﺎن ﻫﺎ از اﺳﺘﻌﺪاد ﺗﻔﮑّﺮ و ﺗﻌﻘﻞ و ﻗﺪرت اﺧﺘﻴﺎر ﺑﺮﺧﻮردارﻧﺪ.

2 . آﻧﺎن ﻓﻀﻴﻠﺖﻫﺎى اﺧﻼﻗﻰ ﻣﺎﻧﻨﺪ ﻋﺪل، ﺣﻖ و ﺧﻴﺮﺧﻮاﻫﻰ را دوﺳﺖ دارﻧﺪ و از رذاﺋﻞ اﺧﻼﻗﻰ ﻣﺎﻧﻨﺪ ﻇﻠﻢ، ﺣﺴﺪ و دروغ ﺑﻴﺰارﻧﺪ.

3 . آﻧﺎن ﺑﻪ دﻧﺒﺎل زﻳﺒﺎﻳﻰ ﻫﺎ، ﺧﻮﺑﻰ ﻫﺎ و ﮐﻤﺎﻻتِ ﻧﺎﻣﺤﺪودﻧﺪ و ﺑﻪ ﺣﺪّ ﻣﻌﻴﻨﻰ ﻗﺎﻧﻊ ﻧﻤﻰﺷﻮﻧﺪ.

4 . آنان از ﻓﻨﺎ و ﻧﺎﺑﻮدی ﮔﺮﻳﺰان و در ﺟﺴﺘﺠﻮی ﺣﻴﺎت ﺟﺎوداﻧﻪاﻧﺪ.

5 . آﻧﺎن زﻧﺪﮔﯽ در ﺟﺎﻣﻌﻪٔ ﻋﺎدﻻﻧﻪ را دوﺳﺖ دارﻧﺪ و از ﻇﻠﻢ و ﺳﺘﻢ ﮔﺮﻳﺰاﻧﻨﺪ.

6 . همه ﺑﻪ دﻧﺒﺎل راﻫﯽ ﻫﺴﺘﻨﺪ ﮐﻪ آﻧﺎن را ﺑﻪ ﺳﻌﺎدت ﺣﻘﻴﻘﯽ ﺑﺮﺳﺎﻧﺪ.

نتیجه :

به ﺳﺒﺐ ﻫﻤﻴﻦ وﻳﮋﮔﻰﻫﺎى ﻓﻄﺮى ﻣﺸﺘﺮک، ﺧﺪاوﻧﺪ ﻳﮏ ﺑﺮﻧﺎﻣﻪٔ ﮐﻠﻰ ﺑﻪ اﻧﺴﺎنﻫﺎ ﻋﻨﺎﻳﺖ ﮐﺮده ﺗﺎ آﻧﺎن را ﺑﻪ ﻫﺪف ﻣﺸﺘﺮﮐﻰ ﮐﻪ در ﺧﻠﻘﺘﺸﺎن ﻗﺮار داده اﺳﺖ، ﺑﺮﺳﺎﻧﺪ.

اﻳﻦ ﺑﺮﻧﺎﻣﻪ اﺳﻼم ﻧﺎم دارد ﮐﻪ ﺑﻪ ﻣﻌﻨﺎی ﺗﺴﻠﻴﻢ ﺑﻮدن در ﺑﺮاﺑﺮ ﺧﺪاﺳﺖ.

محورهای اصلی برنامۀ کلّی پیامبران(برنامۀ اسلام) :

1 . ایمان ﺑﻪ ﺧﺪاى ﻳﮕﺎﻧﻪ و دورى از ﺷﺮک و ﺑﺖ ﭘﺮﺳﺘﻰ.(توحید)

2 . ایمان ﺑﻪ ﻣﻌﺎد و ﺳﺮاى آﺧﺮت و ﭘﺎداش و ﺟﺰاى ﻋﺎدﻻﻧﻪٔ اﻧﺴﺎن ﻫﺎ در آن ﺳﺮا.(معاد)

3 . اعتقاد ﺑﻪ ﻋﺎدﻻﻧﻪ ﺑﻮدن ﻧﻈﺎم ﻫﺴﺘﻰ.(عدل)

4 . ایمان ﺑﻪ ﻓﺮﺳﺘﺎدﮔﺎن اﻟﻬﻰ و راﻫﻨﻤﺎﻳﺎن دﻳﻦ.(نبوت)

5 . عبادت و ﺑﻨﺪﮔﻰ ﺧﺪاوﻧﺪ ﺑﺎ اﻧﺠﺎم ﻓﺮاﻳﻀﻰ ﭼﻮن ﻧﻤﺎز، روزه، دﻋﺎ و ﻣﻨﺎﺟﺎت.(احکام)

6 . کسب ﻣﮑﺎرم اﺧﻼﻗﻰ ﻣﺎﻧﻨﺪ ﺗﻘﻮا، ﻋﻔﺎف، ﺻﺪاﻗﺖ و ﮐﺮاﻣﺖ ﻧﻔﺲ.(اخلاقیات)

7 . دورى از رذاﺋﻞ و زﺷﺘﻰ ﻫﺎى اﺧﻼﻗﻰ ﻣﺎﻧﻨﺪ ﻇﻠﻢ، ﻧﻔﺎق، دروغ و رﻳﺎ.(اخلاقیات)

8 . برﭘﺎﻳﻰ ﻧﻈﺎم اﺟﺘﻤﺎﻋﻰ ﺑﺮاﺳﺎس ﻋﺪل.(ولایت و حکومت)

هیچ ﭘﻴﺎﻣﺒﺮى ﻧﻴﺎﻣﺪه اﺳﺖ ﻣﮕﺮ اﻳﻦ ﮐﻪ ﻣﺮدم را ﺑﻪ اﻳﻦ ﻣﺤﻮرﻫﺎ ﻓﺮاﺧﻮاﻧﺪه اﺳﺖ. ﺑﻪ ﻫﻤﻴﻦ ﺟﻬﺖ اﺳﺖ ﮐﻪ ﻣﻰ ﮔﻮﻳﻴﻢ ﻣﺤﺘﻮاى اﺻﻠﻰ دﻋﻮت ﭘﻴﺎﻣﺒﺮان ﻳﮑﺴﺎن ﺑﻮده اﺳﺖ و ﻫﻤﻪٔ آن ﻫﺎ آورﻧﺪهٔ ﻳﮏ دﻳﻦ ﺑﻮده‌اﻧﺪ.

آری، ﺗﻌﺎﻟﻴﻢ ﭘﻴﺎﻣﺒﺮان در ﺑﺮﺧﯽ از اﺣﮑﺎم ﻓﺮﻋﯽ ﺗﻔﺎوت داﺷﺘﻪ اﺳﺖ، ﻫﻤﺎﻧﻨﺪ ﭼﮕﻮﻧﮕﯽ اﻧﺠﺎم ﻧﻤﺎز و روزه، ﭘﺮداﺧﺖ زﮐﺎت، اﺣﮑﺎم ﺧﺎﻧﻮاده و ﺟﺎﻣﻌﻪ. اﻣﺎ اﻳﻦ ﺗﻔﺎوت ﻫﺎ ﺳﺒﺐ ﻧﻤﯽ ﺷﺪ ﮐﻪ اﺻﻞ دﻳﻦ و راه آﻧﺎن ﻣﺨﺘﻠﻒ ﺷﻮد و ﻫﺮﮐﺪام دﻳﻦ ﺧﺎﺻﯽ ﺑﻴﺎورﻧﺪ، ﭼﻮن ﻫﻤﻪٔ آن ﻫﺎ در آن ﻣﺤﻮرﻫﺎی اﺻﻠﯽ و ﻧﻴﺰ در اﺻﻞ ﺑﺴﻴﺎری از اﺣﮑﺎم، ﻣﺎﻧﻨﺪ ﻧﻤﺎز، روزه، ﺟﻬﺎد، اﻣﺮ ﺑﻪ ﻣﻌﺮوف و ﻧﻬﯽ از ﻣﻨﮑﺮ ﻣﺸﺘﺮک ﺑﻮدﻧﺪ.

مفهوم آیات زیر : وحدت دین الهی

1 . «شَرَعَ لَکُم مِنَ الدّین...اَقیمُوا الدّین وَ لا تَتَفَرَّقوا»

2 . «قولوا ءامَنّا بِالله...لا نُفَرِّقُ بَینَ اَحَدٍ مِنهُم»

 
 

ب ــ ﻋﻠﻞ آﻣﺪن ﭘﻴﺎﻣﺒﺮان ﻣﺘﻌﺪّد

( 2 . ﭼﺮا خداوند ﺑﺮای ﺗﺒﻠﻴﻎ دﻳﻦ واحد، ﭘﻴﺎﻣﺒﺮان ﻣﺘﻌﺪد ﻓﺮﺳﺘﺎده اﺳﺖ؟)

حال ﻣﻰ ﭘﺮﺳﻴﻢ : ﺑﺎ اﻳﻦ ﮐﻪ ﺧﺪاوﻧﺪ ﻳﮏ ﺑﺮﻧﺎﻣﻪ را ﺑﺮاى زﻧﺪﮔﻰ اﻧﺴﺎنﻫﺎ ﺑﺮﮔﺰﻳﺪه، ﭼﺮا ﺑﺮاى اﺑﻼغ آن، ﭘﻴﺎﻣﺒﺮان ﻣﺘﻌﺪدى را ﻓﺮﺳﺘﺎده اﺳﺖ؟

ارﺳﺎل اﻳﻦ ﭘﻴﺎﻣﺒﺮان ﺑﻨﺎ ﺑﻪ ﻣﺠﻤﻮﻋﻪٔ ﻋﻠﻞ زﻳﺮ ﺑﻮده اﺳﺖ:

لزوم اﺳﺘﻤﺮار در دﻋﻮت و ﺗﺮوﻳﺞ ﭘﻴﻮﺳﺘﮥ آن

ﻻزﻣﻪٔ اﺳﺘﻘﺮار و ﻣﺎﻧﺪﮔﺎرى ﻳﮏ ﭘﻴﺎم : ﺗﺒﻠﻴﻎ داﺋﻤﻰ و ﻣﺴﺘﻤﺮ آن اﺳﺖ.

ﭘﻴﺎﻣﺒﺮان اﻟﻬﻰ ﺑﺎ اﻳﻤﺎن راﺳﺦ و ﻣﺠﺎﻫﺪﺗﻰ ﺑﻰﻣﺎﻧﻨﺪ، در ﻃﻮل زﻣﺎنﻫﺎی ﻣﺨﺘﻠﻒ ﻗﺪم در راه ﺗﺒﻠﻴﻎ دﻳﻦ اﻟﻬﻰ ﻣﻰﮔﺬاﺷﺘﻨﺪ و ﺳﺨﺘﻰﻫﺎ و ﻧﺎﻣﻼﻳﻤﺎت را ﺗﺤﻤﻞ ﻣﻰﮐﺮدﻧﺪ ﺗﺎ ﺧﺪاﭘﺮﺳﺘﻰ، ﻋﺪاﻟﺖ ﻃﻠﺒﻰ و ﮐﺮاﻣﺖﻫﺎى اﺧﻼﻗﻰ ﻣﻴﺎن اﻧﺴﺎنﻫﺎ ﺑﻤﺎﻧﺪ و ﮔﺴﺘﺮش ﻳﺎﺑﺪ و ﺷﺮک، ﺳﺘﻤﮕﺮى و رذاﺋﻞ اﺧﻼﻗﯽ از ﺑﻴﻦ ﺑﺮود.

اﻳﻦ ﺗﺪاوم ﺳﺒﺐ ﺷﺪ ﮐﻪ :

1 . ﺗﻌﺎﻟﻴﻢ اﻟﻬﻰ در ﻣﻴﺎن ﻣﺮدم ﺑﻤﺎﻧﺪ،

2 . ﺟﺰء آداب و ﻓﺮﻫﻨﮓ آﻧﺎن ﺷﻮد

3 . و ﮐﺴﺎﻧﻰ ﻧﺘﻮاﻧﻨﺪ ﺑﻪ ﺳﺎدﮔﻰ آن را از ﻣﻴﺎن ﺟﺎﻣﻌﻪٔ ﺑﺸﺮى ﺑﻴﺮون ﮐﻨﻨﺪ.

رﺷﺪ ﺗﺪرﻳﺠﯽ ﺳﻄﺢ ﻓﮑﺮ ﺟﻮاﻣﻊ و اﻗﻮام

ﻋﻠﺖ دﻳﮕﺮ آﻣﺪن ﭘﻴﺎﻣﺒﺮان ﻣﺘﻌﺪد، رﺷﺪ ﺗﺪرﻳﺠﯽ ﻓﮑﺮ و اﻧﺪﻳﺸﻪ و اﻣﻮر ﻣﺮﺑﻮط ﺑﻪ آن ﻣﺎﻧﻨﺪ داﻧﺶ و ﻓﺮﻫﻨﮓ ﻣﯽ ﺑﺎﺷﺪ.

از ﻫﻤﻴﻦ رو ﻻزم ﺑﻮد ﺗﺎ در ﻫﺮ ﻋﺼﺮ و دورهای ﭘﻴﺎﻣﺒﺮان ﺟﺪﻳﺪی ﻣﺒﻌﻮث ﺷﻮﻧﺪ ﺗﺎ ﻫﻤﺎن اﺻﻮل ﺛﺎﺑﺖ دﻳﻦ اﻟﻬﻰ را درﺧﻮر ﻓﻬﻢ و اﻧﺪﻳﺸﻪٔ اﻧﺴﺎن ﻫﺎى دوران ﺧﻮد ﺑﻴﺎن ﮐﻨﻨﺪ و ﻣﺘﻨﺎﺳﺐ ﺑﺎ درک آﻧﺎن ﺳﺨﻦ ﮔﻮﻳﻨﺪ ﺗﺎ آﻧﺎن ﭘﻴﺎم اﻟﻬﯽ را در ﺣﺪ ﻓﻬﻢ ﺧﻮد درک ﮐﻨﻨﺪ و ﺑﻪ آن اﻳﻤﺎن آورﻧﺪ.

* وَ ما اَرسَلنا مِن رَسولٍ اِلا بِلِسانِ قَومِهی لِـیُـبَـیِّـنَ لَهُم

پیامبر اکرم(ص) می‌فرماید :

نَحنُ مَعاشِرَ الاَنبِیاءِ : ما انبیاء مأمور شده‌ایم

اُمِرنا آن نُکَلِّمَ النّاس : که با مردم به اندازۀ

عَلی قَدرِ عُقولِهِم : فهم و درکشان سخن بگوییم.

 از ﺑﻴﻦ رﻓﺘﻦ ﻳﺎ ﺗﺤﺮﻳﻒ ﺗﻌﻠﻴﻤﺎت ﭘﻴﺎﻣﺒﺮ ﭘﻴﺸﻴﻦ

ﻋﻠﺖ اﺑﺘﺪاﻳﻰ ﺑﻮدن ﺳﻄﺢ ﻓﺮﻫﻨﮓ و زﻧﺪﮔﻰ اﺟﺘﻤﺎﻋﻰ و ﻋﺪم ﺗﻮﺳﻌﻪٔ ﮐﺘﺎﺑﺖ، ﺗﻌﻠﻴﻤﺎت اﻧﺒﻴﺎء ﺑﻪ ﺗﺪرﻳﺞ ﻓﺮاﻣﻮش ﻣﻰ ﮔﺮدﻳﺪ ﻳﺎ ﺑﻪ ﮔﻮﻧﻪاى ﻋﻮض ﻣﻰﺷﺪ ﮐﻪ دﻳﮕﺮ ﺑﻪ اﺻﻞ آن ﺷﺒﺎﻫﺘﻰ ﻧﺪاﺷﺖ، ﺑﺮاﻳﻦ اﺳﺎس، ﭘﻴﺎﻣﺒﺮان ﺑﻌﺪى ﻣﻰ آﻣﺪﻧﺪ و ﺗﻌﻠﻴﻤﺎت اﺻﻴﻞ و ﺗﺤﺮﻳﻒ ﻧﺸﺪه را ﺑﺎر دﻳﮕﺮ ﺑﻪ اﻧﺴﺎن ﻫﺎ اﺑﻼغ ﻣﻰ ﮐﺮدﻧﺪ.

 (3 . اﮔﺮ ﺧﺪاوﻧﺪ ﻳﮏ دﻳﻦ ﺑﺮای اﻧﺴﺎن ﻫﺎ ﻓﺮﺳﺘﺎده، ﭼﺮا اﮐﻨﻮن ادﻳﺎن اﻟﻬﯽ ﻣﺨﺘﻠﻔﯽ در ﺟﻬﺎن وﺟﻮد دارد؟)

ﻋﻠﺖ وﺟﻮد ادﻳﺎن ﻣﺨﺘﻠﻒ در ﺟﻬﺎن ﭼﻴﺴﺖ؟

ﭘﺎﺳﺦ : ﺗﻔﮑﺮ در آﻳﺎت ﻗﺮآن ﮐﺮﻳﻢ و ﻣﻄﺎﻟﻌﻪٔ ﺗﺎرﻳﺦ اﻧﺒﻴﺎء اﻟﻬﯽ ﻧﺸﺎن ﻣﯽدﻫﺪ ﮐﻪ ﻫﺮ ﭘﻴﺎﻣﺒﺮ ﺟﺪﻳﺪی ﮐﻪ از ﻃﺮف ﺧﺪاوﻧﺪ ﻣﺒﻌﻮث ﺷﺪه اﺳﺖ، ﭘﻴﺎﻣﺒﺮان ﮔﺬﺷﺘﻪ را ﺗﺼﺪﻳﻖ ﮐﺮده و ﺧﻮد را اداﻣﻪ دﻫﻨﺪهٔ راه آﻧﺎن ﻣﻌﺮﻓﯽ ﻧﻤﻮده اﺳﺖ و از ﭘﻴﺮوان آﻧﺎن دﻋﻮت ﮐﺮده ﮐﻪ ﺑﻪ اﻣﺮ ﺧﺪاوﻧﺪ ﺑﻪ او اﻳﻤﺎن آورﻧﺪ و او را ﻳﺎری دﻫﻨﺪ.

ﻫﻴﭻ ﭘﻴﺎﻣﺒﺮی ﻧﻴﺎﻣﺪه ﮐﻪ ﭘﻴﺎﻣﺒﺮ ﻗﺒﻠﯽ را اﻧﮑﺎر ﮐﻨﺪ و ﺑﮕﻮﻳﺪ ﮐﻪ ای ﻣﺮدم، دﻳﻦ آن ﭘﻴﺎﻣﺒﺮ درﺳﺖ ﻧﺒﻮده،ﭘﺲ ﺑﻪ ﻣﻦ اﻳﻤﺎن آورﻳﺪ.

 

اﻳﻦﮔﻮﻧﻪ ﻧﺒﻮده ﮐﻪ ﻣﺜﻼً ﺣﻀﺮت ﻋﻴﺴﯽ  ﻗﻴﺎم ﮐﻨﺪ و ﺑﮕﻮﻳﺪ «ای ﻣﺮدم، ﺣﻀﺮت ﻣﻮﺳﯽ ﻗﺒﻞ از ﻣﻦ ﺑﻪ ﭘﻴﺎﻣﺒﺮی ﻣﺒﻌﻮث ﺷﺪ و ﻳﮏ دﻳﻦ از ﺟﺎﻧﺐ ﺧﺪا آورد. اﮐﻨﻮن ﻣـﻦ دﻳﻦ دﻳﮕـﺮی آوردهام،ﻫﺮ ﮐﺪام را ﮐﻪ ﻣﯽ ﺧﻮاﻫﻴﺪ ﺑﭙﺬﻳﺮﻳﺪ.»

ﺑﻠﮑﻪ او(حضرت عیسی) آﻣﺪ و ﻓﺮﻣﻮد ﻣﻦ اداﻣﻪ دﻫﻨﺪهٔ راه اﺑﺮاﻫﻴﻢ ، ﻣﻮﺳﯽ  و ﻫﻤﻪٔ ﭘﻴﺎﻣﺒﺮان ﮔﺬﺷﺘﻪ ﻫﺴﺘﻢ و از ﺷﻤﺎ ﮐﻪ ﭘﻴﺮوان ﻣﻮﺳﯽ ﻫﺴﺘﻴﺪ،ﻣﯽﺧﻮاﻫﻢ ﮐﻪ اﮐﻨﻮن، در اداﻣﻪٔ آنﻫﺎ دﻋﻮت ﻣﺮا ﺑﭙﺬﻳﺮﻳﺪ و از ﻣﻦ ﭘﻴﺮوی ﻧﻤﺎﻳﻴﺪ. اﮔﺮ ﻣـﺮدم آن زﻣﺎن دﻋﻮت ﺣﻖ ﺣﻀﺮت ﻋﻴﺴﯽ را ﻗﺒﻮل ﻣﯽ ﮐﺮدﻧﺪ، ﭼﻨﺪ دﻳﻨﯽ ﭘﺪﻳﺪ ﻧﻤﯽ آﻣﺪ.

ﭘﻴﺎﻣﺒﺮ ﮔﺮاﻣﻰ اﺳﻼم(ص)  ﻧﻴﺰ در ﻫﻨﮕﺎم ﻇﻬﻮر، ﺧﻮد را اداﻣﻪ دﻫﻨﺪهٔ راه ﻫﻤـﻪٔ اﻧﺒﻴﺎء و ﺗﻤﺎم ﮐﻨﻨﺪهٔ ﮐﺎر آﻧﺎن ﻣﻌﺮﻓﻰ ﮐﺮد و از ﻳﻬﻮدﻳﺎن و ﻣﺴﻴﺤﻴﺎن ﺧﻮاﺳﺖ ﮐﻪ ﺑﻪ اﻳﺸﺎن اﻳﻤﺎن آورﻧﺪ.

اﻣّﺎ اﻳﻦ ﺑﺎر ﻫﻢ، ﺑﺎ وﺟﻮد آن ﮐﻪ آﻣﺪن ﭘﻴﺎﻣﺒﺮ اﺳﻼم در ﺗﻮرات و اﻧﺠﻴﻞ وﻋﺪه داده ﺷﺪه ﺑﻮد، ﺑﺮﺧﯽ از ﺑﺰرﮔﺎن ﻣﺴﻴﺤﻰ و ﻳﻬﻮدى ﭘﻴﺎﻣﺒﺮى اﻳﺸﺎن را اﻧﮑﺎر ﮐﺮدﻧﺪ و ﺑﻪ ﻣﺒﺎرزه ﺑﺮﺧﺎﺳﺘﻨﺪ.

اﮔﺮ اﻳﻦ دﺳﺘﻪ از ﺑﺰرﮔﺎن ﻳﻬﻮدى و ﻣﺴﻴﺤﻰ، در آن روز، ﭘﻴﺎﻣﺒﺮى رﺳﻮل اﮐﺮم(ص) را ﻣﻰ ﭘﺬﻳﺮﻓﺘﻨﺪ، اﻳﻦ اﺧﺘﻼف ﻫﻢ ﺑﻪ وﺟﻮد ﻧﻤﻰآﻣﺪ.

ﻗﺮآن ﮐﺮﻳﻢ ﻣﻨﺸﺄ اﺻﻠﯽ اﺧﺘﻼف و ﭼﻨﺪ دﻳﻨﯽ را :

آن دﺳﺘﻪ از رﻫﺒﺮان دﻳﻨﯽ ﻣﻌﺮﻓﯽ ﻣﯽﮐﻨﺪ ﮐﻪ ﺑﻪ ﺧﺎﻃﺮ ﺣﻔﻆ ﻣﻘﺎم و ﻣﻮﻗﻌﻴﺖ و ﻣﻨﺎﻓﻊ ﺧﻮد در ﺑﺮاﺑﺮ دﻋﻮت ﭘﻴﺎﻣﺒﺮ ﺟﺪﻳﺪ اﻳﺴﺘﺎدﻧﺪ و ﭘﻴﺎﻣﺒﺮی او را اﻧﮑﺎر ﮐﺮدﻧﺪ و ﺳﺒﺐ اﺧﺘﻼف و ﭼﻨﺪ دﺳﺘﻪ ﺷﺪن ﭘﻴﺮوان ﭘﻴﺎﻣﺒﺮان ﺷﺪﻧﺪ.

* اِنَّ الدّینَ عِندَاللهِ الاِسلام...اِلا مِن بَعدِ ما جاءَهُمُ العِلم بَغیًا بَینَهُم

 
 

ج ــ وﻳﮋﮔﻰﻫﺎى ﭘﻴﺎﻣﺒﺮان

(5 . ﭼﺮا ﺑﺎﻳﺪ ﭘﻴﺎﻣﺒﺮان وﻳﮋﮔﯽﻫﺎی ﺧﺎﺻﯽ داﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﻨﺪ؟ اﻳﻦ وﻳﮋﮔﯽﻫﺎ ﮐﺪاﻣﻨﺪ؟)

 وحی

ﮐﻠﻤﻪٔ وﺣﻰ در ﻗﺮآن ﮐﺮﻳﻢ ﺑﺮاى ﻣﻮارد ﻣﺨﺘﻠﻒ ﺑﻪ ﮐﺎر رﻓﺘﻪ و اﺧﺘﺼﺎص ﺑﻪ ﭘﻴﺎﻣﺒﺮان ﻧﺪارد.

اﻣﺎ ﻋﺎﻟﻰﺗﺮﻳﻦ درﺟﻪٔ آن ﮐﻪ ﻣﺨﺼﻮص ﭘﻴﺎﻣﺒﺮان اﺳﺖ، ﺑﻪ ﻣﻌﻨﺎى اﻟﻘﺎى ﻣﻌﺎﻧﻰ و ﻣﻌﺎرف ﺑﻪ ﻗﻠﺐ ﭘﻴﺎﻣﺒﺮ از ﺳﻮى ﺧﺪاوﻧﺪ و ﺳﺨﻦ ﮔﻔﺘﻦ ﺧﺪاوﻧﺪ و ﺟﺒﺮﺋﻴﻞ ﺑﺎ اوﺳﺖ.

از ﻃﺮﻳﻖ وﺣﻰ ﺑﺮﻧﺎﻣﻪٔ ﻫﺪاﻳﺖ اﻟﻬﻰ ﺑﻪ ﭘﻴﺎﻣﺒﺮان داده ﻣﻰﺷﺪ و آﻧﺎن اﻳﻦ ﺑﺮﻧﺎﻣﻪ را ﺑﻪ ﻣﺮدم اﺑﻼغ ﻣﻰ ﮐﺮدﻧﺪ.

 اعجاز

پیامبران از ﺟﺎﻧﺐ ﺧﺪاوﻧﺪ، ﮐﺎرﻫﺎی ﺧﺎرق اﻟﻌﺎدهای اﻧﺠﺎم ﻣﯽدﻫﻨﺪ ﮐﻪ ﻫﻴﭻ ﮐﺲ ﻧﻤﯽﺗﻮاﻧﺪ ﻣﺎﻧﻨﺪ آن را اﻧﺠﺎم دﻫﺪ. ﺗﺎ ﻣﺮدم درﻳﺎﺑﻨﺪ ﮐﻪ آﻧﺎن ﺑﺎ ﺧﺪاوﻧﺪ ارﺗﺒﺎط دارﻧﺪ و از ﻃﺮف او ﻣﺄﻣﻮر ﺑﻪ ﭘﻴﺎﻣﺒﺮى ﺷﺪه اﻧﺪ.

قرآن ﮐﺮﻳﻢ اﻳﻦ آﺛﺎر ﺧﺎرق اﻟﻌﺎده را «آﻳﺖ» ﻳﻌﻨﻰ ﻧﺸﺎﻧﻪ و ﻋﻼﻣﺖ ﻧﺒﻮت ﻣﻰﺧﻮاﻧﺪ و داﻧﺸﻤﻨﺪان اﺳﻼﻣﻰ آن را ﻣﻌﺠﺰه ﻣﻰ ﻧﺎﻣﻨﺪ.

زﻳﺮا ﻋﺠﺰ و ﻧﺎﺗﻮاﻧﻰ ﺳﺎﻳﺮ اﻓﺮاد را در اﻧﺠﺎم اﻳﻦ اﻣﻮر آﺷﮑﺎر ﻣﻰ ﺳﺎزد.

عصمت

ﭘﻴﺎﻣﺒﺮ زﻣﺎﻧﻰ ﻣﻰﺗﻮاﻧﺪ ﻣﺴﺌﻮﻟﻴﺖ ﺧﻮد را ﺑﻪ درﺳﺘﻰ اﻧﺠﺎم دﻫﺪ ﮐﻪ ﺗﺤﺖ ﺗﺄﺛﻴﺮ ﻫﻮاﻫﺎى ﻧﻔﺴﺎﻧﻰ ﻗﺮار ﻧﮕﻴﺮد و ﻣﺮﺗﮑﺐ ﮔﻨﺎه و ﺧﻄﺎ ﻧﮕﺮدد.

ﻣﺮدم ﻧﻴﺰ زﻣﺎﻧﻰ ﮔﻔﺘﻪﻫﺎ و ﻫﺪاﻳﺖﻫﺎى وى را ﻣﻰﭘﺬﻳﺮﻧﺪ ﮐﻪ ﻣﻄﻤﺌﻦ ﺑﺎﺷﻨﺪ ﻫﻴﭻ ﮔﺎه ﻣﺮﺗﮑﺐ ﮔﻨﺎه و اﺷﺘﺒﺎه ﻧﻤﻰﺷﻮد.

اﮔﺮ آﻧﺎن اﺣﺘﻤﺎل دﻫﻨﺪ ﮐﻪ ﭘﻴﺎﻣﺒﺮﺷﺎن ﮔﻨﺎه ﻣﻰﮐﻨﺪ و دﭼﺎر ﺧﻄﺎ ﻣﻰ ﺷﻮد، ﺑﻪ او اﻋﺘﻤﺎد ﻧﻤﻰﮐﻨﻨﺪ و از وى ﭘﻴﺮوى ﻧﺨﻮاﻫﻨﺪ ﮐﺮد.

ﺑﻨﺎﺑﺮاﻳﻦ، ﭘﻴﺎﻣﺒﺮان ﻧﻪ ﺗﻨﻬﺎ ﺑﺎﻳﺪ در اﺟﺮاى ﻣﺄﻣﻮرﻳﺖ ﺧﻮد از ﮔﻨﺎه و اﺷﺘﺒﺎه ﻣﺼﻮن ﺑﺎﺷﻨﺪ ﺑﻠﮑﻪ اﻳﻦ ﻋﺼﻤﺖ ﺑﺎﻳﺪ در ﻣﺠﻤﻮﻋﻪٔ رﻓﺘﺎرﻫﺎى آﻧﺎن ﻣﺘﺠﻠﻰ ﺷﻮد.

ﺑﺎﻻﺗﺮ از ﻫﻤﻪ، ﺿﺮورت ﻋﺼﻤﺖ در ﺣﻮزهٔ ﻣﺴﺌﻮﻟﻴﺖ ﻫﺎى ﻣﺮﺑﻮط ﺑﻪ رﺳﺎﻟﺖ اﺳﺖ. زﻳﺮا:

1 . اﮔﺮ ﭘﻴﺎﻣﺒﺮى در درﻳﺎﻓﺖ و اﺑﻼغ وﺣﻰ ﻣﻌﺼﻮم ﻧﺒﺎﺷﺪ، دﻳﻦ اﻟﻬﻰ ﺑﻪ درﺳﺘﻰ ﺑﻪ ﻣﺮدم ﻧﻤﻰرﺳﺪ و اﻣﮑﺎن ﻫﺪاﻳﺖ از ﻣﺮدم ﺳﻠﺐ ﻣﻰ ﺷﻮد.

2 . اﮔﺮ ﭘﻴﺎﻣﺒﺮى در ﻣﻘﺎم ﺗﻌﻠﻴﻢ و ﺗﺒﻴﻴﻦ دﻳﻦ ﻣﻌﺼﻮم ﻧﺒﺎﺷﺪ، اﻣﮑﺎن اﻧﺤﺮاف در ﺗﻌﺎﻟﻴﻢ اﻟﻬﻰ ﭘﻴﺪا ﻣﻰ ﺷﻮد و اﻋﺘﻤﺎد ﻣﺮدم ﺑﻪ دﻳﻦ از دﺳﺖ ﻣﻰ رود.

3 . اﮔﺮ ﭘﻴﺎﻣﺒﺮى در ﻫﻨﮕﺎم اﺟﺮاى ﻓﺮﻣﺎن ﻫﺎى اﻟﻬﻰ ﻣﻌﺼﻮم ﻧﺒﺎﺷﺪ، اﻣﮑﺎن دارد ﮐﺎرﻫﺎﻳﻰ ﻣﺨﺎﻟﻒ دﺳﺘﻮرات اﻟﻬﻰ اﻧﺠﺎم دﻫﺪ و ﻣﺮدم ﻧﻴﺰ از او ﺳﺮﻣﺸﻖ ﺑﮕﻴﺮﻧﺪ و ﺑﻪ ﮔﻤﺮاﻫﻰ و اﻧﺤﺮاف ﻣﺒﺘﻼ ﺷﻮﻧﺪ.

ﺣﺎل، ﺑﺎﻳﺪ ﺑﺒﻴﻨﻴﻢ ﮐﻪ ﻣﺼﻮﻧﻴﺖ از ﮔﻨﺎه در ﭘﻴﺎﻣﺒﺮان ﺑﻪ ﭼﻪ ﺻﻮرت اﺳﺖ؛ آﻳﺎ ﻳﮏ ﻣﺎﻧﻊ ﺑﻴﺮوﻧﻰ ﭘﻴﺎﻣﺒﺮان را از ارﺗﮑﺎب ﮔﻨﺎه و ﺧﻄﺎ ﺑﺎز ﻣﻰدارد ﻳﺎ ﺧﻮد ﺑﻪ اﺧﺘﻴﺎر ﺑﻪ ﺳﻤﺖ ﮔﻨﺎه ﻧﻤﻰروﻧﺪ؟

در ﭘﺎﺳﺦ ﻣﻰﮔﻮﻳﻴﻢ: ﭘﻴﺎﻣﺒﺮان، ﺑﺎ وﺟﻮد ﻣﻘﺎم و ﻣﻨﺰﻟﺘﻰ ﮐﻪ دارﻧﺪ، اﻧﺴﺎن اﻧﺪ و ﮐﺎرﻫﺎى ﺧﻮد را ﺑﺎ اﺧﺘﻴﺎر اﻧﺠﺎم ﻣﻰ دﻫﻨﺪ و ﭼﻨﺎن ﻣﺮﺗﺒﻪاى از اﻳﻤﺎن و ﺗﻘﻮا را دارﻧﺪ(علت) ﮐﻪ ﻫﻴﭻ ﮔﺎه ﺑﻪ ﺳﻮى ﮔﻨﺎه ﻧﻤﻰ روﻧﺪ(معلول).

ﻫﻤﭽﻨﻴﻦ از ﭼﻨﺎن ﺑﻴﻨﺶ ﻋﻤﻴﻘﻰ ﺑﺮﺧﻮردارﻧﺪ(علت) ﮐﻪ ﮔﺮﻓﺘﺎر ﺧﻄﺎ و اﺷﺘﺒﺎه ﻧﻤﻰﺷﻮﻧﺪ(معلول).

 
 

د ــ آﺧﺮﻳﻦ ﭘﻴﺎم  آور اﻟﻬﯽ

ﻗﺮآن ﮐﺮﻳﻢ، ﺣﻀﺮت ﻣﺤﻤﺪ(ص) را آﺧﺮﻳﻦ ﻓﺮﺳﺘﺎدهٔ اﻟﻬﯽ ﻣﻌﺮﻓﯽ ﮐﺮده و ﻓﺮﻣﻮده ﮐﻪ اﻳﺸﺎن «ﺧﺎﺗﻢ اﻟﻨﺒﻴﻴﻦ» اﺳﺖ.

ﭘﻴﺎﻣﺒﺮ اﮐﺮم(ص) ﻧﻴﺰ در اﺟﺘﻤﺎﻋﺎت ﻣﺨﺘﻠﻒ ﻣﺴﻠﻤﺎﻧﺎن اﻳﻦ ﻣﻮﺿﻮع را ﻳﺎدآوری ﻣﯽﮐﺮد ﺗﺎ ﭘﺲ از اﻳﺸﺎن، ﮐﺴﯽ ادﻋﺎی ﭘﻴﺎﻣﺒﺮی ﻧﮑﻨﺪ.

ﺑﻨﺎﺑﺮاﻳﻦ، ﻧﺒﻮت ﭘﻴﺎﻣﺒﺮ ﮔﺮاﻣﯽ اﺳﻼم ﭘﺎﻳﺎن ﻣﯽﭘﺬﻳﺮد و ﭘﺲ از اﻳﺸﺎن ﮐﺘﺎب ﺟﺪﻳﺪی از ﻃﺮف ﺧﺪاوﻧﺪ ﻧﺎزل ﻧﻤﯽﺷﻮد.

زﻳﺮا ﻋﻮاﻣﻠﯽ ﮐﻪ ﺳﺒﺐ ﺗﺠﺪﻳﺪ ﻧﺒﻮتﻫﺎ و آﻣﺪن ﮐﺘﺎبﻫﺎی آﺳﻤﺎﻧﯽ ﺟﺪﻳﺪ ﺑﻮد، از ﺑﻴﻦ رﻓﺖ و ﻋﻮاﻣﻠﯽ ﮐﻪ اﻧﺴﺎنﻫﺎ را ﺑﯽﻧﻴﺎز از ﮐﺘﺎب ﺟﺪﻳﺪ ﻣﯽﻧﻤﻮد، ﭘﺪﻳﺪ آﻣﺪ. اﻳﻦ ﻋﻮاﻣﻞ ﻋﺒﺎرﺗﻨﺪ از :

* مُحَمَّدٌ...خاتَمَ النَّبِیّین

علل ختم نبوت

(4 . ﭼﺮا ﭘﺲ از رﺳﻮل ﺧﺪا ﭘﻴﺎﻣﺒﺮی ﻇﻬﻮر ﻧﻤﯽﮐﻨﺪ و اﻳﺸﺎن ﺧﺎﺗﻢ ﭘﻴﺎﻣﺒﺮان اﺳﺖ؟)

 ﻣﺎدﮔﻰ ﺟﺎﻣﻌﮥ ﺑﺸﺮى ﺑﺮاى درﻳﺎﻓﺖ ﺑﺮﻧﺎﻣﮥ ﮐﺎﻣﻞ زﻧﺪﮔﻰ

ﮔﻔﺘﻴﻢ ﮐﻪ ﻳﮑﻰ از ﻋﻮاﻣﻞ ﺑﻌﺜﺖ ﭘﻴﺎﻣﺒﺮ ﺟﺪﻳﺪ، ﭘﺎﻳﻴﻦ ﺑﻮدن ﺳﻄﺢ درک اﻧﺴﺎنﻫﺎ و ﻋﺪم ﺗﻮاﻧﺎﻳﻰ آﻧﺎن در ﮔﺮﻓﺘﻦ ﺑﺮﻧﺎﻣﻪٔ ﮐﺎﻣﻞ زﻧﺪﮔﻰ ﺑﻮد.

در ﻋﺼﺮ ﻧﺰول ﻗﺮآن رﺷﺪ ﻋﻘﻠﻰ ﺑﺸﺮﻳﺖ ﺑﻪ ﻣﻴﺰاﻧﻰ رﺳﻴﺪه ﺑﻮد ﮐﻪ ﺑﺘﻮاﻧﺪ ﮐﺎﻣﻞﺗﺮﻳﻦ ﺑﺮﻧﺎﻣﻪ را درﻳﺎﻓﺖ ﮐﻨﺪ و ﺑﻪ ﮐﻤﮏ اﻳﻦ ﺑﺮﻧﺎﻣﻪ، ﭘﺎﺳﺦ ﻧﻴﺎزﻫﺎى ﻓﺮدى و اﺟﺘﻤﺎﻋﻰ ﺧﻮد را ﺑﻪ دﺳﺖ آورد.

درواﻗﻊ، اﻧﺴﺎنﻫﺎ وارد دورهٔ ﺑﻠﻮغ ﻓﮑﺮى ﺷﺪه ﺑﻮدﻧﺪ. ﺧﺪاوﻧﺪ ﮐﺘﺎﺑﯽ ﺑﺮ ﭘﻴﺎﻣﺒﺮ اﮐﺮم(ٌص) ﻧﺎزل ﮐﺮد ﮐﻪ ﻧﻴﺎزﻫﺎی ﻫﺪاﻳﺘﯽ ﺑﺸﺮ را در ﻃﻮل زﻣﺎنﻫﺎ ﭘﺎﺳﺦ ﮔﻮﻳﺪ و ﻣﺆﻣﻨﺎن ﺑﺎ ﺗﻔﮑﺮ در اﻳﻦ ﮐﺘﺎب ﺑﺘﻮاﻧﻨﺪ در ﻫﺮ دوره‌ای ﺑﻪ دروازهﻫﺎی ﺟﺪﻳﺪی از ﻣﻌﺮﻓﺖ دﺳﺖ ﻳﺎﺑﻨﺪ.

 ﺣﻔﻆ ﻗﺮآن ﮐﺮﻳﻢ از تحریف

در ﭘﺮﺗﻮ ﻋﻨﺎﻳﺖ اﻟﻬﻰ(1) و ﺑﺎ اﻫﺘﻤﺎﻣﻰ ﮐﻪ ﭘﻴﺎﻣﺒﺮ اﮐﺮم(ص) در ﺟﻤﻊ آورى و ﺣﻔﻆ ﻗﺮآن داﺷﺖ(2) و ﺑﺎ ﺗﻼش و ﮐﻮﺷﺶ ﻣﺴﻠﻤﺎﻧﺎن(3) در دورهﻫﺎى ﻣﺨﺘﻠﻒ، اﻳﻦ ﮐﺘﺎب دﭼﺎر ﺗﺤﺮﻳﻒ ﻧﺸﺪ و ﻫﻴﭻ ﮐﻠﻤﻪاى ﺑﺮ آن اﻓﺰوده ﻳﺎ از آن ﮐﻢ ﻧﮕﺮدﻳﺪ.

ﺑﻪ ﻫﻤﻴﻦ ﺟﻬﺖ اﻳﻦ ﮐﺘﺎب ﻧﻴﺎزی ﺑﻪ «ﺗﮑﻤﻴﻞ» و «ﺗﺼﺤﻴﺢ» ﻧﺪارد و ﺟﺎوداﻧﻪ ﺑﺎﻗﯽ ﺧﻮاﻫﺪ ﻣﺎﻧﺪ.

 وﺟﻮد اﻣﺎم ﻣﻌﺼﻮم ﭘﺲ از ﭘﻴﺎمبر اکرم(ص)

ﺗﻌﻴﻴﻦ اﻣﺎم ﻣﻌﺼﻮم(ص) از ﻃﺮف ﺧﺪاوﻧﺪ ﺳﺒﺐ آن ﺷﺪ ﮐﻪ ﻧﻘﺶﻫﺎ و ﻣﺴﺌﻮﻟﻴﺖﻫﺎى ﭘﻴﺎﻣﺒﺮ، ﺑﻪ ﺟﺰ درﻳﺎﻓﺖ وﺣﻰ، اداﻣﻪ ﻳﺎﺑﺪ و ﺟﺎﻣﻌﻪ از اﻳﻦ ﺟﻬﺖ ﮐﻤﺒﻮدى ﻧﺪاﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﺪ.

 پیش ﺑﻴﻨﻰ راهﻫﺎى ﭘﺎﺳﺦ ﮔﻮﻳﻰ ﺑﻪ ﻧﻴﺎزﻫﺎى زﻣﺎﻧﻪ

ﻣﺠﻤﻮﻋﻪٔ ﻣﻌﺎرف و اﺣﮑﺎم ﻣﻮﺟﻮد در ﻗﺮآن، ﺳﻴﺮه و ﺳﻨﺖ ﭘﻴﺸﻮاﻳﺎن دﻳﻦ، ﺑﻪ ﮔﻮﻧﻪاى از ﺟﺎﻧﺐ ﺧﺪاوﻧﺪ ﻃﺮاﺣﻰ ﺷﺪه ﮐﻪ ﺑﺎ ﻣﺮاﺟﻌﻪ ﺑﻪ آنﻫﺎ ﻣﻰﺗﻮان ﭘﺎﺳﺦ ﺑﻪ ﺳﺆالﻫﺎ و ﻧﻴﺎزﻫﺎى ﺟﻮاﻣﻊ را در ﻫﻤﻪٔ دورهﻫﺎ ﺑﻪ دﺳﺖ آورد؛ ﺑﻪ ﺷﺮط آن ﮐﻪ از روش ﻋﻠﻤﻰ و درﺳﺖِ ﺗﺤﻘﻴﻖ ﮐﻪ ﺑﻪ وﺳﻴﻠﻪٔ ﻋﺎﻟﻤﺎن و ﻣﺘﺨﺼﺼﺎن دﻳﻦ ﺗﺪوﻳﻦ ﺷﺪه اﺳﺖ، اﺳﺘﻔﺎده ﮔﺮدد و ﺑﺎ داﻧﺶ ﻻزم و ﺑﺼﻴﺮت ﮐﺎﻓﻰ ﻋﻤﻞ ﺷﻮد.

اﮐﻨﻮن ﺑﻪ ﺑﺮﺧﻰ از وﻳﮋﮔﻰ ﻫﺎى دﻳﻦ اﺳﻼم ﮐﻪ ﺳﺒﺐ اﻧﻄﺒﺎق آن ﺑﺎ ﻧﻴﺎزﻫﺎى ﻣﺘﻐﻴﺮ زﻣﺎن ﻣﻰ ﺷﻮد، ﻣﻰ ﭘﺮدازﻳﻢ:

اول  ــ ﺗﻮﺟﻪ ﺑﻪ ﻧﻴﺎزﻫﺎى ﻣﺘﻐﻴﺮ، در ﻋﻴﻦ ﺗﻮﺟﻪ ﺑﻪ ﻧﻴﺎزﻫﺎی ﺛﺎﺑﺖ

اﻧﺴﺎن در زﻧﺪﮔﯽ ﻓﺮدی و اﺟﺘﻤﺎﻋﯽ ﺧﻮد دو دﺳﺘﻪ ﻧﻴﺎز دارد: ﻧﻴﺎز ﺛﺎﺑﺖ ﻣﺎﻧﻨﺪ ﻧﻴﺎز ﺑﻪ اﻣﻨﻴﺖ، ﻋﺪاﻟﺖ، ﺷﻐﻞ، ﻣﻌﺎﺷﺮت و دادوﺳﺘﺪ ﺑﺎ دﻳﮕﺮان، ازدواج و ﺗﺸﮑﻴﻞ ﺧﺎﻧﻮاده، ﺗﻌﻠﻴﻢ و ﺗﺮﺑﻴﺖ و ﺣﮑﻮﻣﺖ.

اﻳﻦ ﻧﻴﺎزﻫﺎ در ﻫﻤﻪ زﻣﺎنﻫﺎ ﺑﺮای ﺑﺸﺮ وﺟﻮد دارﻧﺪ و از ﺑﻴﻦ ﻧﻤﯽروﻧﺪ. دﻳﻦ اﺳﻼم ﺑﺮای ﻫﺮ ﮐﺪام از اﻳﻦ ﻫﺎ ﻗﻮاﻧﻴﻦ ﺛﺎﺑﺖ و ﻣﺸﺨﺼﯽ دارد ﮐﻪ ﭘﺎﺳﺦ ﮔﻮی اﻳﻦ ﻧﻴﺎزﻫﺎﺳﺖ.

دﺳﺘﻪٔ دﻳﮕﺮ، ﻧﻴﺎزﻫﺎی ﻣﺘﻐﻴﺮ ﻫﺴﺘﻨﺪ ﮐﻪ در داﺧﻞ ﻫﻤﻴﻦ ﻧﻴﺎزﻫﺎی ﺛﺎﺑﺖ ﭘﻴﺪا ﻣﯽ ﺷﻮﻧﺪ.

ﻳﻌﻨﯽ اﻧﺴﺎن ﻫﺎ ﺑﺎ ﮔﺬﺷﺖ زﻣﺎن ﺑﺮای ﭘﺎﺳﺨﮕﻮﻳﯽ ﺑﻪ ﻧﻴﺎزﻫﺎی ﺛﺎﺑﺖ ﺧﻮد، از روشﻫﺎ و ﺷﻴﻮهﻫﺎی ﻣﺨﺘﻠﻒ و ﻣﺘﻐﻴﺮی اﺳﺘﻔﺎده ﻣﯽ ﮐﻨﻨﺪ.

:  ﻧﻴﺎز ﺑﻪ دادوﺳﺘﺪ ﻳﮏ ﻧﻴﺎز ﺛﺎﺑﺖ اﺳﺖ. اﻣّﺎ ﺷﻴﻮه و ﭼﮕﻮﻧﮕﯽ دادوﺳﺘﺪ ﺑﺮﺣﺴﺐ زﻣﺎن ﻗﺎﺑﻞ ﺗﻐﻴﻴﺮ اﺳﺖ. دادوﺳﺘﺪ اﻣﺮوز ﮐﻪ از ﻃﺮﻳﻖ اﺳﮑﻨﺎس و ﺑﺎﻧﮏ و ﻧﻈﺎﻳﺮ آن ﺻﻮرت ﻣﯽ ﮔﻴﺮد ﺑﺎ دادوﺳﺘﺪ دﻳﺮوز ﺗﻔﺎوتﻫﺎی زﻳﺎدی ﭘﻴﺪا ﮐﺮده اﺳﺖ.

: ﻧﻴﺎز ﺑﻪ اﻣﻨﻴﺖ ﻫﻢ ﻳﮏ ﻧﻴﺎز ﺛﺎﺑﺖ اﺳﺖ؛ اﻣّﺎ ﭼﮕﻮﻧﮕﯽ ﺗﺄﻣﻴﻦ اﻣﻨﻴﺖ و اﺑﺰارﻫﺎ و اﺳﻠﺤﻪﻫﺎﻳﯽ ﮐﻪ ﺑﻪ اﻳﻦ ﻣﻨﻈﻮر ﺑﻪ ﮐﺎرﮔﺮﻓﺘﻪ ﻣﯽﺷﻮد در ﻣﻘﺎﻳﺴﻪ ﺑﺎ دوره ﻫﺎی ﮔﺬﺷﺘﻪ ﺑﺴﻴﺎر ﻣﺘﻔﺎوت ﺷﺪه اﺳﺖ.

ﻣﻌﺎرف اﺳﻼم ﺑﻪ ﮔﻮﻧﻪای اﺳﺖ ﮐﻪ ﻣﺘﺨﺼﺼﺎن دﻳﻦ ﻣﯽﺗﻮاﻧﻨﺪ از درون آن ﺑﺎ ﺗﻮﺟﻪ ﺑﻪ ﻧﻴﺎزﻫﺎی ﺟﺪﻳﺪ ﺑﻪ وﺟﻮد آﻣﺪه در ﺟﺎﻣﻌﻪ، ﻗﻮاﻧﻴﻦ ﻣﻮرد ﻧﻴﺎز ﺟﺎﻣﻌﻪ درﺑﺎرهٔ ﺑﺎﻧﮑﺪاری، اﺳﮑﻨﺎس، ﺧﺮﻳﺪ و اﺳﺘﻔﺎده از ﺳﻼحﻫﺎی ﺟﺪﻳﺪ را اﺳﺘﺨﺮاج ﮐﻨﻨﺪ و در اﺧﺘﻴﺎر ﻣﺮدم ﻗﺮار دﻫﻨﺪ.

دوم  ــ وﺟﻮد ﻗﻮاﻧﻴﻦ ﺗﻨﻈﻴﻢ کننده

در اﺳﻼم دﺳﺘﻪاى از ﻗﻮاﻋﺪ و ﻗﻮاﻧﻴﻦ وﺟﻮد دارد ﮐﻪ ﺑﻪ ﻣﻘﺮرات اﺳﻼﻣﻰ ﺧﺎﺻﻴﺖ اﻧﻄﺒﺎق و ﺗﺤﺮّک داده اﺳﺖ.

اﻳﻦ ﻗﻮاﻋﺪ ﺑﺮ ﻫﻤﻪٔ اﺣﮑﺎم و ﻣﻘﺮرات اﺳﻼﻣﻰ ﺗﺴﻠﻂ دارﻧﺪ و ﻣﺎﻧﻨﺪ ﺑﺎزرﺳﺎن ﻋﺎﻟﻰ اﺣﮑﺎم و ﻣﻘﺮرات را ﺗﺤﺖ ﻧﻈﺮ ﻗﺮار ﻣﻰدﻫﻨﺪ و ﮐﻨﺘﺮل ﻣﻰ ﮐﻨﻨﺪ.

قاعدۀ 1 :

پیامبر اکرم(ص) فرموده است :

«لا ضَرَرَ وَ لا ضِرارَ فی الاسلام – اسلام با ضرر دیدن و ضرر رساندن مخالف است.»

اﻳﻦ ﺳﺨﻦ ﺑﻪ ﺻﻮرت ﻳﮏ ﻗﺎﻋﺪه درآﻣﺪه و ﺑﺴﻴﺎرى از ﻣﻘﺮرات اﺳﻼﻣﻰ را ﮐﻨﺘﺮل ﻣﻰﮐﻨﺪ.

ﻣﺜﻼً روزهٔ ﻣﺎه رﻣﻀﺎن ﺑﺮ ﻫﺮ ﻣﮑﻠّﻔﻰ واﺟﺐ اﺳﺖ. اﻣّﺎ اﮔﺮ اﻳﻦ روزه ﺑﺮاى ﺷﺨﺼﻰ ﺿﺮر داﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﺪ، ﺑﺮ او ﺣﺮام ﻣﻰﮔﺮدد. ﻫﻤﭽﻨﻴﻦ، اﺳﺘﻔﺎده از اﻣﮑﺎﻧﺎت ﺧﺼﻮﺻﻰ ﻣﺎﻧﻌﻰ ﻧﺪارد؛ اﻣّﺎ اﮔﺮ ﺳﺒﺐ اذﻳﺖ دﻳﮕﺮان ﺷﻮد، ﺣﺮام اﺳﺖ.

قاعدۀ 2 :

ﻗﺎﻋﺪهٔ دﻳﮕﺮی ﮐﻪ در ﻗﺮآن ﮐﺮﻳﻢ آﻣﺪه، اﻳﻦ اﺳﺖ ﮐﻪ ﻓﺮﻣﻮده :

«ما جَعَلَ عَلَیکُم فِی الدّینِ مِن حَرَجٍ – خداوند برای شما در دین تنگی، و اضطرار قرار نداده است».

ﺑﺮاﺳﺎس اﻳﻦ ﻗﺎﻋﺪه، اﮔﺮ ﻣﺴﻠﻤﺎﻧﯽ ﻳﺎ ﺟﺎﻣﻌﻪٔ اﺳﻼﻣﯽ در اﺟﺮای ﻳﮏ ﻗﺎﻧﻮن دﭼﺎر اﺿﻄﺮار ﺷﻮد، ﻣﯽﺗﻮاﻧﺪ ﺑﺎ ﻧﻈﺮ ﻓﻘﻴﻪ و ﻣﺘﺨﺼﺺ دﻳﻦ آن را ﺑﻪ ﺷﮑﻠﯽ اﻧﺠﺎم دﻫﺪ ﮐﻪ از اﺿﻄﺮار ﺑﻴﺮون آﻳﺪ.

ﺳﻮم   ــ اﺧﺘﻴﺎرات ﺣﺎﮐﻢ و ﻧﻈﺎم اﺳﻼمی

ﻳﮑﻰ دﻳﮕﺮ از راهﻫﺎﻳﻰ ﮐﻪ اﺳﻼم ﺑﺮاى ﭘﺎﺳﺦ ﮔﻮﻳﻰ ﺑﻪ ﻧﻴﺎزﻫﺎى ﺟﺪﻳﺪ ﭘﻴﺶ ﺑﻴﻨﻰ ﮐﺮده، اﺧﺘﻴﺎرات ﺣﮑﻮﻣﺖ اﺳﻼﻣﻰ اﺳﺖ.

ﺗﺤﻮﻻت و ﻣﺴﺎﺋﻞ اﺟﺘﻤﺎﻋﻰ ﮔﺎﻫﻰ ﺷﺮاﻳﻂ ﺧﺎﺻﻰ را در ﺟﺎﻣﻌﻪٔ اﺳﻼﻣﻰ ﭘﺪﻳﺪ ﻣﻰآورد ﮐﻪ ﻧﻴﺎزﻣﻨﺪ ﻗﻮاﻧﻴﻦ و ﻣﻘﺮرات وﻳﮋهٔ آن ﺷﺮاﻳﻂ اﺳﺖ.

: ﺻﻨﻌﺖ ﺑﻴﻤﻪ و ﺑﺎﻧﮑﺪاری از ﻧﻴﺎزﻫﺎی زﻧﺪﮔﯽ اﻣﺮوزه اﺳﺖ ﮐﻪ ﺣﺎﮐﻢ اﺳﻼﻣﯽ در ﭼﺎرﭼﻮب ﻗﻮاﻧﻴﻦ اﺳﻼم آنﻫﺎ را ﺑﻪ اﺟﺮا درﻣﯽآورد.

 
به این جزوه آموزشی امتیاز دهید:
لطفا برای امتیاز دادن به این مطلب وارد شوید.
تعداد افراد امتیاز دهنده: 3 | امتیاز: 5 از 5