درس دین و زندگی(برخلاف نظر عموم!) یک درس ساده نیست!

یکی از مواردی که می‌شود آن را مشکل دانست این است که طراح، مفاهیمی از کتاب های مختلف را با هم ترکیب کرده و از این موارد سؤال طرح می‌کند...

از جملۀ این مفاهیم و اصطلاحات به شرح زیر است :

  اصطلاح علت و معلول

مفاهیم کلّیِ دین و زندگی

اصطلاح حکیمانه بودن

انواع هدایت های الهی(درس یک کتاب سال سوم)

  موضوع قضا و قدر(درس 5 پیش دانشگاهی)

توحیدات(درس 2 و 3 پیش دانشگاهی)

 

هر یک از این موارد با دیگر درس ها به صورت ترکیبی بیان می‌شود.

پس توصیۀ اکیدِ بنده این است که ابتدا این موارد را یاد بگیرید و سپس به سراغ کتابهای دین و زندگی(مثلا دین و زندگی دوم!) بروید..

 

در این بخش به توضیح هر یک از موارد بالا می‌پردازیم...


علت – معلول

هر عملی که صورت می‌گیرد، یک نتیجه را در پی دارد؛ به عمل انجام شده، می‌گویند علت و به نتیجۀ به دست آمده از عمل می‌گویند معلول؛

مثال : «قطع درختان سببِ جاری شدنِ سیل می‌شود(چون درختان از بروز سیل جلوگیری می‌کنند)»؛ در این مثال : عملِ انجام شده، قطع درخت‌هاست و نتیجۀ بدست آمده هم این است که اگر باران شدید ببارد، سیل به راه می‌افتد.

پس قطعِ درختان، همان علت و جاری شدن سیل همان معلول است.

پس می‌توانیم بگوییم : «جاری شدن سیل، معلولِ قطع درختان است.

این مدلی هم میشه گفت :

A  می‌دهد B؛ پس B معلول A است.

در کنکور علاوه بر اصطلاح علت-معلول، اصطلاحات دیگری هم برای عمل و نتیجۀ آن به‌کار می‌برند : این اصطلاحات :

1 . تابع-متبوع

2 . گرو-تحقق

3 . مولود-زاینده

در اصطلاح تابع-متبوع :

تابع = معلول      متبوع = علت

در اصطلاح گرو-تحقق :

گرو = معلول      تحقق = علت

در اصطلاح مولود-زاینده :

مولود = معلول      زاینده = علت

پس می‌تونیم بگیم :

خودِ عمل = علت = متبوع = تحقق = زاینده

و

نتیجۀ عمل = معلول = تابع = گرو = مولود

 

(برای درک بهتر این موضوع، به فیلم آموزشیِ این قسمت مراجعه کنید.) (کاملاًرایگان!!)

 
 

مفاهیم مقدماتی

خداوند در بین تمام موجوداتی که خلق کرده، مقام انسان را برتر از مقام سایرین قرار داده است.

که دلیل این برتریِ انسان بر سایر موجودات این است که، از روح الهی برخوردار است. یعنی خداوند بعد از اینکه انسان را خلق کرد، از روح خودش در او دمید(وَ نَفَختُ فیهِ مِن روحی).(به همین جهت برتر از سایر موجودات قرار گرفت.)(درس4 سال دوم)

ﺧﺪاوﻧﺪ ﺑﻪ اﻧﺴﺎن ﮐﺮاﻣﺖ و ﺑﺰرﮔﯽ ﺑﺨﺸﻴﺪه(وَ لَقَد کَرَّمنا بَنی ءادَمَ)

و ﺑﺮ ﺑﺴﻴﺎری از ﻣﺨﻠﻮﻗﺎت ﺑﺮﺗﺮی داده(وَ فَضَّلناهُم عَلی کَثیرٍ مِمَّن خَلَقنا تَفضیلاً)

و خداوند ﺧﻄﺎب ﺑﻪ انسان ﻓﺮﻣﻮده :

«ای ﻓﺮزﻧﺪ آدم، اﻳﻦ ﻣﻮﺟﻮدات و ﻣﺨﻠﻮﻗﺎت را ﺑﺮای ﺗﻮ آﻓﺮﻳﺪم و ﺗﻮ را ﺑﺮای ﺧﻮدم»(درس 13 سال سوم)

درواقع خداوند همۀ موجودات را برای انسان آفرید تا انسان از این موجودات بهره بگیرد و به قرب الهی برسد.

قرب الهی همان است که ما نزدیک به خدا ‌شویم.

و برای اینکه انسان بتواند به قرب الهی برسد، هدایتش کرد.

شکل زیر گویای همه چیز است :

این شکل به ما می‌گوید :

1 . ابتدا خداوند برای خلقت انسان و یا هر موجود هدفی را در نظر گرفته است(برای انسان، هدف، همان قرب الهی است).

2 . سپس موجودات و همچنین انسان را خلق کرده است.

3 . و سپس به سمت هدفی که برای هر یک در نظر گرفته است هدایت می‌کند.

منظور خداوند از اینکه از روح خودم در انسان دمیدم(وَ نَفَختُ فیهِ مِن روحی) این است که از استعداهای وجودی خودم به انسان دادم؛ استعداهایی مثل : عقل – وجدان(نفس لوامه) - اختیار

پس اگه این استعدادها را با هم جمع کنیم(یا روی هم بریزیم!) بهش میگیم روح!

 

(برای توضیح بهتر و بیشتر و دقیق‌تر و درک راحت‌تر این موضوع به فیلم آموزشیِ همین قسمت مراجعه کنید.) (کاملاًرایگان!!)

 
 

مفهوم حکیمانه بودن

حکمت، همان علم است.(اما علمی خاص!)

کسی که حکمت دارد را حکیم می‌نامند. حکیم کسی است که کار بیهوده و بی هدف نمی‌کند و در حقیقت تمام کارها و اعمالش هدفدار هستند.

حال، به عملی که حکیم انجام می‌دهد، صفت حکیمانه بودن می‌دهند.(زیرا این عمل بر اساس حکمت(علم) صورت گرفته، و یعنی این عمل برای تحقق یک هدف صورت گرفته است)

 

(توضیحات بهتر و بیشتر و همچنین کاربرد این مفهوم(حکیمانه بودن) را در فیلم آموزشیِ همین قسمت ببینید!) (کاملاًرایگان!!)

 
 

هدایت(درس 1 سال سوم)

هدایت عمومی

چون خداوند جهان خلقت را هدفمند آفریده است، پس تمام مخلوقات را هدایت می‌کند. به این هدایت که شامل همۀ موجودات می‌شود، هدایت عمومی می‌گویند.

هدایت تکوینی

اما هر کدام از این مخلوقات هدف خاص خود را دارند. پس خداوند هر یک از مخلوقات را بصورت خاصِ خود هدایت می‌کند تا به آن هدف خاص برسند. به این هدایت که خاصِ هر موجود است، هدایت تکوینی می‌گویند.

هدایت تشریعی

اما همانطور که گفتیم، سرنوشت انسان با دیگر موجودات فرق دارد و در واقع دارای یک سرنوشت ویژه است(رسیدن به قرب الهی).

 به همین جهت، خداوند انسان را به صورت ویژه هم هدایت می‌کند(یعنی انسان هم هدایت تکوینی دارد و هم هدایت تشریعی). به این هدایت که ویژۀ انسان است، هدایت تشریعی می‌گویند.

(برای توضیحات بیشتر و بهترِ هر نوع هدایت و همچنین مثال هایی در این زمینه، به فیلم آموزشیِ همین قسمت مراجعه کنید)(کاملاًرایگان!!)

 
 

قدر و قضا(درس 5 سال چهارم)

فقط به این نکته می‌تونم اشاره کنم که به علت اینکه، تقدیر مقدم بر قضا است، پس در تیتر بالا، ابتدا نوشتم قدر، بعد قضا!(قدر و قضا!)

(برای توضیحات بسیاااااااااار بیشتر و بهتر و بررسی دقیقِ قدر و قضا! راهی ندارم جز اینکه شمارو رجوع بدم به فیلم آموزشیِ همین قسمت)(کاملاًرایگان!!)

 
 

توحید(درس‌های 2 و 3 سال چهارم)

توحید نظری

(عقیده)

توحید نظری، یعنی به این اعتقاد داشته باشیم که خداوند یگانه و یکتاست و در واقع شریک و همتایی ندارد.

انواع

توحید در خالقیت

یعنی به این اعتقاد داشته باشیم که تنها خالق جهان خداوند است، و در خلقت جهان کسی شریک و همتای او نبوده است.

توحید در مالکیت

یعنی به این اعتقاد داشته باشیم، حال که تنها خالقِ جهان خداست، پس تنها مالکِ جهان هم خداست.

پس توحید در مالکیت، معلولِ(نتیجۀ) توحید در خالقیت است.

توحید در ولایت

یعنی به این اعتقاد داشته باشیم، حال که تنها مالکِ جهان خداست، پس تنها کسی که می‌تواند بر ما ولایت داشته باشد و ما را سرپرستی کند، خداوند است.

توحید در ربوبیت

یعنی به این اعتقاد داشته باشیم، حال که تنها ولی و سپرست جهان خداست، پس تنها کسی که ما را رشد و پرورش می‌دهد، خداوند است.

توحید عبادی

(عملی)

یعنی عمل انسان باید برای رضای خدا باشد.

در واقع توحیدِ عملی، نتیجۀ توحیدِ نظری است. یعنی زمانی که ما به این اعتقاد پیدا کردیم که خداوند، یگانه و بی‌همتاست(توحید نظری)، حال تمام اعمال خود را در راه و رضای او انجام می‌دهیم.

ابعاد

بعد فردی

یعنی زندگی انسان، جهت گیری الهی داشته باشد.

بعد اجتماعی

یعنی نظامِ حکومتی باید الهی باشد.

(برای توضیحات بیشتر و دقیق تر، شما را ارجاع می‌دهم به فیلم آموزشیِ همین قسمت )(کاملاًرایگان!!)


به این جزوه آموزشی امتیاز دهید:
لطفا برای امتیاز دادن به این مطلب وارد شوید.
تعداد افراد امتیاز دهنده: 3 | امتیاز: 5 از 5